خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و امید به وصال معشوق سخن می‌گوید. او خود را شوریده‌حالی توصیف می‌کند که در دریای عشق گرفتار شده و قضا نیز بر مشکلاتش افزوده است. با این حال، به امید دیدار معشوق، به زیبایی‌های طبیعت مانند گل و آب اشاره می‌کند و از عشق و شور درونی خود می‌سراید. در پایان، از عارفان دیار خود یاد می‌کند و به ذوق شب‌خیزان اشاره دارد.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۴۲۴ - به گل پیراهنی امیدوارم

به گل پیراهنی امیدوارم
که خوشبو سازد آغوش و کنارم ۱

من آن آسیمه صیادم درین بحر
که در دامم نمی گنجد شکارم ۲

قضا هم سنگ کوهم داده سودا
به مویی برتر از او بسته بارم ۳

فشانم خوشه باران ز مژگان
به شورش ابر دشت و کوهسارم ۴

شود شوریده تر هر دم گل و آب
ازین مرغابیان چشمه سارم ۵

به امید وصال آن پری وش
به شکلی هر نفس بت می نگارم ۶

به ایمان نایم از پندار بیرون
عجایب مؤمن زنار دارم ۷

گریبان می درم از عشق و کارش
که تاب این سر و سودا ندارم ۸

ز شهری زادگان عشق پرسید
یکی از عارفان آن دیارم ۹

به این خشکی گر آزادم گذارند
ز سرسبزان وادی یادگارم ۱۰

«نظیری » ذوق شب خیزان ز من پرس
که از بی گه درین وادی سوارم ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۲۳ - آتشین گفتار خاکی پیکرم
گوهر بعدی:شماره ۴۲۵ - من روز ره خانه خمار ندانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.