خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه و وجودی خود میگوید. او از عشق نافرجام، جدایی، ناامیدی و بیعدالتی در زندگی سخن میراند و با تصاویر شاعرانهای مانند خیمه گل، مزرعه آفتزده و ویرانه، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند مستی، عشق، حسرت و غم اشاره دارد و از تضادهای زندگی مانند خنده و گریه، شادی و حسرت سخن میگوید.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی، رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۱۸ - تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنم
تا به کی خیمه چو گل بر گذر باد زنم
عهد خوبی گذران بینم و فریاد زنم ۱
حاصل مزرع آفت زدگان است آن گنج
من غلط قرعه به ویرانه و آباد زنم ۲
بیش ازین شور نمی گنجد اگر کان نمک
بر جگرسوختگی های خدا داد زنم ۳
مست شوقم می و خون درنظرم یکسانست
سر ز ساقی کشم و چنگ به جلاد زنم ۴
خار حسرت به دل و خنده شادی بر لب
جام غم گیرم و خود نوشم و خوش باد زنم ۵
شرح هجران تو بر مرغ گلستان خوانم
شانه زلف تو بر طره شمشاد زنم ۶
گر مقیمان چمن از تو نشانم گویند
بوسه ها بر قدم بنده و آزاد زنم ۷
قلم عقل ز بازیچه ساقی بشکست
خنده ها بر سبق و بر خط استاد زنم ۸
منهدم گشت چو بنیاد وفا کعبه دل
حاکمی کو که ز بیداد بتان داد زنم ۹
در گلستان چو حدیث قد آن سرو کنم
ناوکی بر دل صد پاره شمشاد زنم ۱۰
من و ورد سحری نیست «نظیری » انصاف
راه میخانه روم، دوش به زهاد زنم ۱۱
عهد خوبی گذران بینم و فریاد زنم ۱
حاصل مزرع آفت زدگان است آن گنج
من غلط قرعه به ویرانه و آباد زنم ۲
بیش ازین شور نمی گنجد اگر کان نمک
بر جگرسوختگی های خدا داد زنم ۳
مست شوقم می و خون درنظرم یکسانست
سر ز ساقی کشم و چنگ به جلاد زنم ۴
خار حسرت به دل و خنده شادی بر لب
جام غم گیرم و خود نوشم و خوش باد زنم ۵
شرح هجران تو بر مرغ گلستان خوانم
شانه زلف تو بر طره شمشاد زنم ۶
گر مقیمان چمن از تو نشانم گویند
بوسه ها بر قدم بنده و آزاد زنم ۷
قلم عقل ز بازیچه ساقی بشکست
خنده ها بر سبق و بر خط استاد زنم ۸
منهدم گشت چو بنیاد وفا کعبه دل
حاکمی کو که ز بیداد بتان داد زنم ۹
در گلستان چو حدیث قد آن سرو کنم
ناوکی بر دل صد پاره شمشاد زنم ۱۰
من و ورد سحری نیست «نظیری » انصاف
راه میخانه روم، دوش به زهاد زنم ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۷ - باز از جرم شکایت ناامید از رحمتم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۹ - سوزن به دل از بخیه و پیوند شکستیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.