خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از دوری از آداب و رسوم گذشته، شرم از دل و زبان، و شستن گناهان و آرزوهای گذشته با می ناب سخن میگوید. او اشاره میکند که از گریه و تلخیهای گذشته دور شده و به آرامش رسیده است. همچنین، شاعر به تجربههای ناب و کمیاب زندگی اشاره میکند که مانند خضر از چشمه نایاب نوشیده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، اشاره به مصرف می ناب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۴۱۴ - از ما حذر که دست ز آداب شسته ایم
از ما حذر که دست ز آداب شسته ایم
شرم از دل و زبان، به می ناب شسته ایم ۱
از یک حدیث لطف، که آن هم دروغ بود
امشب ز دفتر گله صد باب شسته ایم ۲
امروز آب دیده ندارد اثر که دوش
تلخی گریه را، به شکر خواب شسته ایم ۳
از رنگ و بوی گریه ما دور دامنت
صد آرزوی کشته درین آب شسته ایم ۴
از عیش ما مپرس «نظیری » خبر که ما
چون خضر لب ز چشمه نایاب شسته ایم ۵
شرم از دل و زبان، به می ناب شسته ایم ۱
از یک حدیث لطف، که آن هم دروغ بود
امشب ز دفتر گله صد باب شسته ایم ۲
امروز آب دیده ندارد اثر که دوش
تلخی گریه را، به شکر خواب شسته ایم ۳
از رنگ و بوی گریه ما دور دامنت
صد آرزوی کشته درین آب شسته ایم ۴
از عیش ما مپرس «نظیری » خبر که ما
چون خضر لب ز چشمه نایاب شسته ایم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۳ - نمی گردید کوته رشته معنی، رها کردم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۵ - ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.