خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به مضامینی مانند عشق، تقدیر، فقر، توکل، و گذرایی زندگی میپردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، اهمیت عشق و جمال، و ناتوانی در تغییر سرنوشت سخن میگوید. همچنین، به زیباییهای طبیعت و لذتهای زودگذر زندگی اشاره میکند و مخاطب را به تماشای صنع حق و قدردانی از لحظات فرامیخواند.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به تقدیر و ناپایداری زندگی نیازمند درک بالاتری از تجربیات انسانی است که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی شکل میگیرد.
شماره ۴۰۷ - منادیست در آن کو که خون زنده سبیل
منادیست در آن کو که خون زنده سبیل
به عشق نیست زیان قاتل است اجر قتیل ۱
نگاه بر ره مردان غیب دوخته ایم
هنوز دیده به گردی نکرده ایم کحیل ۲
رسوم فقر و توکل درازدستی نیست
نشسته ایم که خرما در اوفتد ز نخیل ۳
به اضطراب، پدید آمدیم و نیست شدیم
که در نهاد کرم بود، غایت تعجیل ۴
جمال و جاه موافق به هم نساخته اند
قبای سرو قصیر است و قد سرو طویل ۵
شقاوت ازلی را، علاج نتوان کرد
به مهد، جبهه بدخو سیه کنند از نیل ۶
به بر و بحر زمین، فرصت اقامت نیست
به چار حد جهان می زنند طبل رحیل ۷
دمی سه چار، شبستان عمر روشن دار
که روغنت به چراغ است و نور در قندیل ۸
خوشی باغ و گلستان طلب، نه مزرع و ده
وظیفه گر نشود وجه می خداست کفیل ۹
قدح کش و به چمن صنع حق تماشا کن
بسست سرو به تکبیر و مرغ در تهلیل ۱۰
به جان مپیچ «نظیری » اگر جنان خواهی
که بوی باغ و چمن نشنود دماغ بخیل ۱۱
به عشق نیست زیان قاتل است اجر قتیل ۱
نگاه بر ره مردان غیب دوخته ایم
هنوز دیده به گردی نکرده ایم کحیل ۲
رسوم فقر و توکل درازدستی نیست
نشسته ایم که خرما در اوفتد ز نخیل ۳
به اضطراب، پدید آمدیم و نیست شدیم
که در نهاد کرم بود، غایت تعجیل ۴
جمال و جاه موافق به هم نساخته اند
قبای سرو قصیر است و قد سرو طویل ۵
شقاوت ازلی را، علاج نتوان کرد
به مهد، جبهه بدخو سیه کنند از نیل ۶
به بر و بحر زمین، فرصت اقامت نیست
به چار حد جهان می زنند طبل رحیل ۷
دمی سه چار، شبستان عمر روشن دار
که روغنت به چراغ است و نور در قندیل ۸
خوشی باغ و گلستان طلب، نه مزرع و ده
وظیفه گر نشود وجه می خداست کفیل ۹
قدح کش و به چمن صنع حق تماشا کن
بسست سرو به تکبیر و مرغ در تهلیل ۱۰
به جان مپیچ «نظیری » اگر جنان خواهی
که بوی باغ و چمن نشنود دماغ بخیل ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - کتاب خوانده شد و، شبهه ای نشد مغفول
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - صبح چو دم برآورد همرهی صبا کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.