خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و غزل‌گونه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید. او از زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق مانند زلف، نگاه، و رفتارش یاد می‌کند و احساسات خود را بیان می‌دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند سلطنت، بازی سرنوشت، و مقایسه‌های ادبی دارد.

متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژگان و تشبیهات به دانش ادبی و بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۸۶ - فتنه با زلف تو گرفته طرف

فتنه با زلف تو گرفته طرف
دل ما را نمی دهد از کف ۱

نیم کش سر دهی خدنگ نگاه
بگذرانی ز صد هزار صدف ۲

دست برد نگاه چالاکت
مرد برباید از میانه صف ۳

به تو سلطان خزانه داو کند
رفته بازی و مهره گشته تلف ۴

عاق بر مادر و پدر گردد
از نکو پروریدن تو خلف ۵

بر بساطی که بندگان تواند
خواجه را بر غلام نیست شرف ۶

هرکجا نغمه و ترانه تست
از کف مطربان نیفتد دف ۷

جعد اگر ز آفتاب برداری
ننماید به روی ماه کلف ۸

آن چه بی روی تو «نظیری » دید
بی سلیمان ندیده بود آصف ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۵۱۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۵ - آنی به اثر داری و شأنی به تصرف
گوهر بعدی:شماره ۳۸۷ - تو این گشاد و گره ها به دام فکر مباف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.