خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری، زیبایی معشوق و تأثیر آن بر شاعر را توصیف میکند. شاعر از جمال معشوق، لبهای سرخ، گیسوی دراز و خال سیاه او سخن میگوید و احساسات خود را با تصاویری مانند نالههای شب و آه سحر بیان میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند پردهداری و بیخبری دارد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۶۶ - از جمال تو کمال بشری بود غرض
از جمال تو کمال بشری بود غرض
با شکست ملک و رشک پری بود غرض ۱
زین لب لعل وزین گونه میگون کردن
چشم خونین و سرشک جگری بود غرض ۲
از دو گیسوی دراز تو و از خال سیاه
ناله های شب و آه سحری بود غرض ۳
قتل اسلام که شد بهر کله گوشه تو
طرحی از طرف کلاه تتری بود غرض ۴
آن همه صنع که در آینه اسکندر کرد
عکس روی تو ز آیینه گری بود غرض ۵
جلوه پرتو رخسار تو در پرده تست
پس چه مقصود ازین پرده دری بود غرض ۶
چون ندیدیم بدین دیده تر دانستیم
کز بصر دیدن کوته بصری بود غرض ۷
این به هوش آمدن و رفتن ما می گوید
که خبر یافتن از بی خبری بود غرض ۸
از ره آمده ناکام «نظیری » برگرد
که ز آوردن ما جلوه گری بود غرض ۹
با شکست ملک و رشک پری بود غرض ۱
زین لب لعل وزین گونه میگون کردن
چشم خونین و سرشک جگری بود غرض ۲
از دو گیسوی دراز تو و از خال سیاه
ناله های شب و آه سحری بود غرض ۳
قتل اسلام که شد بهر کله گوشه تو
طرحی از طرف کلاه تتری بود غرض ۴
آن همه صنع که در آینه اسکندر کرد
عکس روی تو ز آیینه گری بود غرض ۵
جلوه پرتو رخسار تو در پرده تست
پس چه مقصود ازین پرده دری بود غرض ۶
چون ندیدیم بدین دیده تر دانستیم
کز بصر دیدن کوته بصری بود غرض ۷
این به هوش آمدن و رفتن ما می گوید
که خبر یافتن از بی خبری بود غرض ۸
از ره آمده ناکام «نظیری » برگرد
که ز آوردن ما جلوه گری بود غرض ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - هر صبح کن دو جام شراب مغانه فرض
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - روی دل با دوست باید داشت در مرگ و نشاط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.