خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و غمهای خود میگوید که از جستجوی بیفرجام و عشق ناکام نشأت گرفته است. او از گریههای فراوان، دردهای درونی و از دست دادن آبرو سخن میگوید و در نهایت به عشق و امیدهایش اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین برخی مفاهیم مانند از دست دادن آبرو و رنجهای درونی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۳۵۳ - افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
پر خون برم ز چشمه حیوان سبوی خویش ۱
آزرده تر ز آبله خار دیده ام
خونابه ریزم از بن هر تار موی خویش ۲
از بس که گشته پر ز غم و غصه هر رگم
چون خوشه کرده دانه گره در گلوی خویش ۳
آبم نماند در جگر از بس گریستم
دیگر به کار گریه کنم آب روی خویش ۴
می سوخت کلک و دفتر اگر داشتی دلم
از گفتگوی دوست سر گفتگوی خویش ۵
دست طمع چو پیش کسان کرده ای دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش ۶
در حیرت جمال تو گم بودم ای دریغ
فرصت نشد که از تو کنم جستجوی خویش ۷
عشق است و صد امید «نظیری » گناه نیست
با او بگوی یک سخن از آرزوی خویش ۸
پر خون برم ز چشمه حیوان سبوی خویش ۱
آزرده تر ز آبله خار دیده ام
خونابه ریزم از بن هر تار موی خویش ۲
از بس که گشته پر ز غم و غصه هر رگم
چون خوشه کرده دانه گره در گلوی خویش ۳
آبم نماند در جگر از بس گریستم
دیگر به کار گریه کنم آب روی خویش ۴
می سوخت کلک و دفتر اگر داشتی دلم
از گفتگوی دوست سر گفتگوی خویش ۵
دست طمع چو پیش کسان کرده ای دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش ۶
در حیرت جمال تو گم بودم ای دریغ
فرصت نشد که از تو کنم جستجوی خویش ۷
عشق است و صد امید «نظیری » گناه نیست
با او بگوی یک سخن از آرزوی خویش ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۲ - لطف می خون در رگ افسرده می آرد به جوش
گوهر بعدی:شماره ۳۵۴ - افسر به قبادی ده و خاتم به جمی بخش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.