این شعر از نظیری نیشابوری، با زبانی شاعرانه و عاشقانه، به توصیف لحظات شاد و عاشقانه در بزم و طبیعت میپردازد. شاعر از مخاطب میخواهد تا از غم و غبار دنیا برخیزد، به زیباییهای طبیعت و دوستان بنگرد و از نوشیدن شراب و شنیدن موسیقی لذت ببرد. او همچنین به عشق و دلبستگی اشاره میکند و مخاطب را به رهایی از دغدغههای دنیوی تشویق مینماید.
این شعر حاوی مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و بزم دارد که مناسب گروههای سنی بالاتر است. زبان شعر نیز نسبتاً پیچیده و ادبی است و درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۰۱ - نشست اختر پروین ز پرنیان برخیز
غبار کاهکشان رفت میکشان برخیز ۱
ز مطرب ار نخلد گوش ابروان برتاب
ز ساقی ار نچمد جام سرگران برخیز ۲
مبارک است سحر روی دوستان دیدن
به روی چنگ و صراحی و گلستان برخیز ۳
چو شاخ گل پی عشرت پیاله برکف گیر
ز رشک کار تو گو رنگ از ارغوان برخیز ۴
فروغ مل نبود چاک پیرهن بگشا
شمیم گل نوزد آستین فشان برخیز ۵
چو خال در خم زلف نگار مسکن کن
چو زلف از بر آغوش دلستان برخیز ۶
به دل درآی به کار و تن از برون بگذر
به جانشین بر جمع و خود از میان برخیز ۷
چو حال خوش شود از کاینات دست افشان
چو وجد روی دهد از سر جهان برخیز ۸
گران مباش «نظیری » به بزم رعنایان
به آستین بنشین وز آستان برخیز ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.