خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از احساسات پیچیده خود مانند عشق، غم، و نشاط سخن میگوید. او از دلبستگی به یار و جادوی غمزههایش میگوید و به مفاهیمی مانند وفا، فتنه، و رستاخیز اشاره میکند. همچنین، از عروسی بینسب و نامهنویسی به صبا صحبت میکند و در پایان به نوشیدن شراب و تندخویی شحنه اشاره دارد.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند نوشیدن شراب و مفاهیم پیچیده شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۹۱ - غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز
غمم به عیش درآمیخت عشق رنگ آمیز
کنون نه هست غمم کند و نی نشاطم تیز ۱
دلم به بام و در یار می رود هر دم
تو ای تن به زمین مانده در دلم آویز ۲
دلم به غمزه جادووشی در افتادست
که با جهانش سر فتنه است و رستاخیز ۳
به ذوق آن که دلش مایل وفا گردد
لبالب است دهانم ز حرف مهرانگیز ۴
عروس، بی نسب آید به حجله داماد
قرار مهر گرانست اگرچه نیست جهیز ۵
نویسم ار به صبا نامه می دود بلقیس
حریف جام جمم از که می کنم پرهیز ۶
اگرچه شحنه ز مریخ تندخوی ترست
به ساز زهره خورد می «نظیری » شب خیز ۷
کنون نه هست غمم کند و نی نشاطم تیز ۱
دلم به بام و در یار می رود هر دم
تو ای تن به زمین مانده در دلم آویز ۲
دلم به غمزه جادووشی در افتادست
که با جهانش سر فتنه است و رستاخیز ۳
به ذوق آن که دلش مایل وفا گردد
لبالب است دهانم ز حرف مهرانگیز ۴
عروس، بی نسب آید به حجله داماد
قرار مهر گرانست اگرچه نیست جهیز ۵
نویسم ار به صبا نامه می دود بلقیس
حریف جام جمم از که می کنم پرهیز ۶
اگرچه شحنه ز مریخ تندخوی ترست
به ساز زهره خورد می «نظیری » شب خیز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - چرخ پرویز نیست آتش بیز
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - شوریده است آب و گل قالبم هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.