خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ناپایداری دنیا و گذر زمان میپردازد. شاعر اشاره میکند که با گذشت قرنها، هیچ اثری از عشق، حکمت، قدرت و زیبایی باقی نمانده است. او از بین رفتن خواص اشیا، ناپدید شدن نشانههای رحمت و مروت، و تبدیل شدن همه چیز به درد و ناله سخن میگوید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که در این دنیا چیزی جز ناله برای انسان باقی نمانده است.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین و نامفهوم باشد. همچنین، نگاه تلخ و ناامیدانهی شاعر به زندگی میتواند برای سنین پایین تر مناسب نباشد.
شماره ۲۵۱ - درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
درین سپید رقم قسمت و حواله نماند
اثر ز مهر و خط این کهن قباله نماند ۱
هزار قرن برین قصر قیروان بگذشت
مسایل و حکم و دفتر و رساله نماند ۲
ز باب رحم و مروت نشان چه می جویی
ازین مقوله حکایت درین مقاله نماند ۳
ز بس مرور زمان منفعت ز اشیا رفت
خواص مهر گیای هزار ساله نماند ۴
هر آنچه صاف قدح بود محرمان خوردند
بغیر دردی می در ته پیاله نماند ۵
مجوی رحم ازین گرگ ماه کنعان در
که ششتری کله و مشتری کلاله نماند ۶
شکوه حشمت پرویز و حسن شیرین رفت
مه تمام فلک شد نزار و هاله نماند ۷
ز جنس خویش همه صید می کند ایام
ز سبزه زار فلک غیر یک غزاله نماند ۸
زمین گداخته آتشین عذارانست
کجاست خاک که داغی به روی لاله نماند ۹
نواله حصه تن پروران «نظیری » شد
بیا که قسمت ما و تو غیر ناله نماند ۱۰
اثر ز مهر و خط این کهن قباله نماند ۱
هزار قرن برین قصر قیروان بگذشت
مسایل و حکم و دفتر و رساله نماند ۲
ز باب رحم و مروت نشان چه می جویی
ازین مقوله حکایت درین مقاله نماند ۳
ز بس مرور زمان منفعت ز اشیا رفت
خواص مهر گیای هزار ساله نماند ۴
هر آنچه صاف قدح بود محرمان خوردند
بغیر دردی می در ته پیاله نماند ۵
مجوی رحم ازین گرگ ماه کنعان در
که ششتری کله و مشتری کلاله نماند ۶
شکوه حشمت پرویز و حسن شیرین رفت
مه تمام فلک شد نزار و هاله نماند ۷
ز جنس خویش همه صید می کند ایام
ز سبزه زار فلک غیر یک غزاله نماند ۸
زمین گداخته آتشین عذارانست
کجاست خاک که داغی به روی لاله نماند ۹
نواله حصه تن پروران «نظیری » شد
بیا که قسمت ما و تو غیر ناله نماند ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۰ - چو عریان شد چمن مرغ از ضرورت خانه می سازد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۲ - به غمزه روز الستم همین معامله بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.