خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از نظیری نیشابوری است که در آن شاعر از عشق، غم، و رازهای دل سخن میگوید. او عشق را بالاتر از هر چیزی میداند و معتقد است که عاشق واقعی مانند شبنم در برابر خورشید فروتن است. همچنین، شاعر به بیوفایی دنیا و نادرستی نشانههایی که مردم از معشوق میگویند اشاره میکند و تأکید دارد که تنها اخلاص و محبت ارزشمند هستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۲۱ - سازم آن می نمک آلود که بی غم باشد
سازم آن می نمک آلود که بی غم باشد
افگنم مشک در آن حقه که مرهم باشد ۱
هست راحت الم کلبه احزان بر من
غم از آن خانه کنم وام که ماتم باشد ۲
هر شبم عشق به افسون نوی بندد خواب
کآگهی بیش شود بند چو محکم باشد ۳
شرح سودای دلم را سر و سامان مطلب
کار آنست که چون زلف تو درهم باشد ۴
دعوی ذره دروغ است که عاشق باید
کم بقاتر بر خورشید ز شبنم باشد ۵
هرکسی از تو نشانی به گمان می گوید
کس ندیدیم که در بزم تو محرم باشد ۶
هرگز از نخل بری کس ثمر انس نچید
تخم این مهر گیا در دل آدم باشد ۷
غیراخلاص و محبت نبود شیوه ما
جور و بیداد بر آن غمزه مسلم باشد ۸
نکند بنده مجبور گناهی اما
ادب آنست که در پیش تو ملزم باشد ۹
گر ملایک ز سر سدره به حاجت آیند
زلف از کف ندهد گر همه حاتم باشد ۱۰
از تنگ حوصلگی های «نظیری » در وصل
عشق حرمان ابد گر دهدش کم باشد ۱۱
افگنم مشک در آن حقه که مرهم باشد ۱
هست راحت الم کلبه احزان بر من
غم از آن خانه کنم وام که ماتم باشد ۲
هر شبم عشق به افسون نوی بندد خواب
کآگهی بیش شود بند چو محکم باشد ۳
شرح سودای دلم را سر و سامان مطلب
کار آنست که چون زلف تو درهم باشد ۴
دعوی ذره دروغ است که عاشق باید
کم بقاتر بر خورشید ز شبنم باشد ۵
هرکسی از تو نشانی به گمان می گوید
کس ندیدیم که در بزم تو محرم باشد ۶
هرگز از نخل بری کس ثمر انس نچید
تخم این مهر گیا در دل آدم باشد ۷
غیراخلاص و محبت نبود شیوه ما
جور و بیداد بر آن غمزه مسلم باشد ۸
نکند بنده مجبور گناهی اما
ادب آنست که در پیش تو ملزم باشد ۹
گر ملایک ز سر سدره به حاجت آیند
زلف از کف ندهد گر همه حاتم باشد ۱۰
از تنگ حوصلگی های «نظیری » در وصل
عشق حرمان ابد گر دهدش کم باشد ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۰ - حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زد
گوهر بعدی:شماره ۲۲۲ - رشحه ای از حسن جانان ریختند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.