خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنجها و سختیهایی که متحمل شده است سخن میگوید، اما در عین حال بیان میکند که این مشقات به او صبر، استحکام و حتی شادی بخشیدهاند. او از عشق، غیرت و فضایل اخلاقی مانند صبر و ثبات قدم صحبت میکند و در نهایت به مقام والایی که به دست آورده اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱۳ - دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
سر چو شمعم ببریدند و حیاتم دادند ۱
ناله کردم به نهان عشوه خموشم کردند
گریه کردم ز شکرخند نباتم دادند ۲
درد و صاف غم و شادی به من ارزانی شد
تا خم و خمکده عشق براتم دادند ۳
پاره پاره جگر طور ز غیرت خون شد
که کهی بودم و چون کوه ثباتم دادند ۴
گرسنه دیده تر از مفلس کنعان بودم
خواجم گشتم که از آن حسن زکاتم دادند ۵
تا به مقصد سپرم کشتی مشتاقان را
از خضر همت و از نوح نجاتم دادند ۶
اختر شعشعه بر چرخ «نظیری » زده است
کس چه داند؟ که چه عالی درجاتم دادند ۷
سر چو شمعم ببریدند و حیاتم دادند ۱
ناله کردم به نهان عشوه خموشم کردند
گریه کردم ز شکرخند نباتم دادند ۲
درد و صاف غم و شادی به من ارزانی شد
تا خم و خمکده عشق براتم دادند ۳
پاره پاره جگر طور ز غیرت خون شد
که کهی بودم و چون کوه ثباتم دادند ۴
گرسنه دیده تر از مفلس کنعان بودم
خواجم گشتم که از آن حسن زکاتم دادند ۵
تا به مقصد سپرم کشتی مشتاقان را
از خضر همت و از نوح نجاتم دادند ۶
اختر شعشعه بر چرخ «نظیری » زده است
کس چه داند؟ که چه عالی درجاتم دادند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - دل نمی دانم کجا، زین آستانم می کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.