خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از دوری معشوق و غم هجران است. شاعر از تلخیهای زندگی و بیاختیاری خود در برابر تقدیر سخن میگوید و به عشق و وفاداری خود اشاره میکند. همچنین، او از شهرت و دوری از وطن خود شکایت دارد و احساس تنهایی و غربت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران، غربت و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۸۴ - بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرود
بیا که بی تو غم از خاطرم به در نرود
وداعم از دل و هجرانم از نظر نرود ۱
در آن بساط که من خوان عشرت آرایم
مگس ز تلخی من جانب شکر نرود ۲
ز شهر خویش مرا شهرت تو دور انداخت
به اختیار کسی جانب سفر نرود ۳
چه می شود، چو کریمان ره غریب زنند
ره دیار ببندند تا خبر نرود ۴
به طبع شوخ تو نازیم و آن پذیراییش
که گر سخن رود از خاطرت اثر نرود ۵
دلم به یاد تو دریا نمود چشم و هنوز
می خیال تو در ظرف مختصر نرود ۶
تن نزار و دل بردبار خواهد عشق
که از نسیم به جوش آید و بسر نرود ۷
چو خون مرده سیه روی باد در ته پوست
دلی که بر سر پیکان و نیشتر نرود ۸
بر آستانه رهی می نما «نظیری » را
که قدر مجلس خاصان به اینقدر نرود ۹
وداعم از دل و هجرانم از نظر نرود ۱
در آن بساط که من خوان عشرت آرایم
مگس ز تلخی من جانب شکر نرود ۲
ز شهر خویش مرا شهرت تو دور انداخت
به اختیار کسی جانب سفر نرود ۳
چه می شود، چو کریمان ره غریب زنند
ره دیار ببندند تا خبر نرود ۴
به طبع شوخ تو نازیم و آن پذیراییش
که گر سخن رود از خاطرت اثر نرود ۵
دلم به یاد تو دریا نمود چشم و هنوز
می خیال تو در ظرف مختصر نرود ۶
تن نزار و دل بردبار خواهد عشق
که از نسیم به جوش آید و بسر نرود ۷
چو خون مرده سیه روی باد در ته پوست
دلی که بر سر پیکان و نیشتر نرود ۸
بر آستانه رهی می نما «نظیری » را
که قدر مجلس خاصان به اینقدر نرود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - کسی که تشنه وصل است با کوثر نمی سازد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - ما بید بوستانیم، ما را ثمر نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.