خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و هجران سخن میگوید. شاعر از نالههایش امید دارد که اثری داشته باشد و از آسودگی و آرامش دور است. او از محبت و تغافلهای بیجا میترسد و احساس میکند که غم و هجران بر دلش سنگینی میکند. شاعر همچنین از دوری و اسارت مینالد و در پایان، به نظیری اشاره میکند که خدمتکار دیرین است اما قدرش دانسته نمیشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی آن، مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۲ - دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
بسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد ۱
اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دل
محبت از تغافل های بیجا در خطر باشد ۲
دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندی
به خاطر شیوه یی آید که آن جانسوزتر باشد ۳
ز هجران روز ما دارد غبار عالمی بر دل
نباشد در شب ما روشنی گر صد سحر باشد ۴
نگویم جرم ادراکست، شرم غمزه را نازم
که صدره کشته ام دید و ز حالم بی خبر باشد ۵
مکن دورم، که بس دشوار باشد بال افشاندن
اسیری را که گردی زین حرم بر بال و پر باشد ۶
«نظیری » شاد هم باشی که خدمتکار دیرینی
کدامت قدر و قیمت پیش او؟ خاکت بسر باشد ۷
بسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد ۱
اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دل
محبت از تغافل های بیجا در خطر باشد ۲
دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندی
به خاطر شیوه یی آید که آن جانسوزتر باشد ۳
ز هجران روز ما دارد غبار عالمی بر دل
نباشد در شب ما روشنی گر صد سحر باشد ۴
نگویم جرم ادراکست، شرم غمزه را نازم
که صدره کشته ام دید و ز حالم بی خبر باشد ۵
مکن دورم، که بس دشوار باشد بال افشاندن
اسیری را که گردی زین حرم بر بال و پر باشد ۶
«نظیری » شاد هم باشی که خدمتکار دیرینی
کدامت قدر و قیمت پیش او؟ خاکت بسر باشد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۱ - محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳ - کسی که تشنه وصل است با کوثر نمی سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.