خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به توصیف زیباییهای بهار و تغییرات طبیعت میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند عقد بهار، باغ و بستان، گلها و پرندگان، حالتی شاد و زنده از فصل بهار ارائه میدهد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عمیقتری مانند گذرایی زندگی، عشق و امید دارد.
این شعر دارای مضامین زیباییشناختی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده، درک آن را برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر میکند.
شماره ۱۷۵ - جهان جوان شد و عقد بهار می بندد
جهان جوان شد و عقد بهار می بندد
بهار پای جهان در نگار می بندد ۱
ز صنع نشو و نما آب و خاک الوان شد
جماد و نامیه خود را به کار می بندد ۲
نکاح باغ و بهارست و دایه بستان
میان نرگس و دستار خار می بندد ۳
چمن ز صوت بلند هزار پندارد
که رنگ لاله و گل برقرار می بندد ۴
ازین حدیقه چو گل، زود بایدش رفتن
کسی که دل به نوای هزار می بندد ۵
مسافران چمن نارسیده در کو چند
شکوفه می رود و شاخ بار می بندد ۶
ز بی ثباتی گل بر درخت پنداری
که غنچه بر سر آتش شرار می بندد ۷
گهی که دامن صحرا ز لاله رنگین است
بدان که خون دلش در کنار می بندد ۸
چه عیش سور میسر شود ز دورانی
که عقد نشئه می با خمار می بندد ۹
وصال شمع چه مهلت دهد به پروانه
که موم گردن آتش به تار می بندد ۱۰
ز دور چرخ چو ماهیست نان به گردابم
که طعمه بر رسن تابدار می بندد ۱۱
متاع بخت «نظیری » نیافت در غربت
امید بار به عزم دیار می بندد ۱۲
بهار پای جهان در نگار می بندد ۱
ز صنع نشو و نما آب و خاک الوان شد
جماد و نامیه خود را به کار می بندد ۲
نکاح باغ و بهارست و دایه بستان
میان نرگس و دستار خار می بندد ۳
چمن ز صوت بلند هزار پندارد
که رنگ لاله و گل برقرار می بندد ۴
ازین حدیقه چو گل، زود بایدش رفتن
کسی که دل به نوای هزار می بندد ۵
مسافران چمن نارسیده در کو چند
شکوفه می رود و شاخ بار می بندد ۶
ز بی ثباتی گل بر درخت پنداری
که غنچه بر سر آتش شرار می بندد ۷
گهی که دامن صحرا ز لاله رنگین است
بدان که خون دلش در کنار می بندد ۸
چه عیش سور میسر شود ز دورانی
که عقد نشئه می با خمار می بندد ۹
وصال شمع چه مهلت دهد به پروانه
که موم گردن آتش به تار می بندد ۱۰
ز دور چرخ چو ماهیست نان به گردابم
که طعمه بر رسن تابدار می بندد ۱۱
متاع بخت «نظیری » نیافت در غربت
امید بار به عزم دیار می بندد ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - ز نگهت سحری شوق یار می خیزد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - بزمت غم بار ما ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.