شاعر در این متن به توصیف صبح و احساسات و تصاویر مرتبط با آن میپردازد. او از نمادهایی مانند دهل و نای، فتح، سحر، مرغ سحر، خورشید، و شب استفاده میکند تا زیبایی و نشاط صبح را به تصویر بکشد. شاعر از مخاطبان میخواهد تا از خواب برخیزند و از فیض صبح بهره ببرند. همچنین، او به مفاهیمی مانند می، معشوق، و جهان اشاره میکند تا عمق احساسات خود را بیان کند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۱۴۶ - دهل و نای دریدیم به آوازه صبح
بانگ فتحی نشنیدیم ز دروازه صبح ۱
دیر گشتیم ز فیض سحر آگاه، دریغ
جامه یی پاره نکردیم به اندازه صبح ۲
کم خراشست دم مرغ سحر برخیزید
جگری تازه کنیم از نمک تازه صبح ۳
می و معشوق به اندازه ما می باید
رطل خورشید کند چاره خمیازه صبح ۴
مغفر جام بیارابرش می در زین کش
تا به یک حمله کنم غارت جمازه صبح ۵
سپه شب به شبیخون دعا بشکستم
علم روز زنم بر در دروازه صبح ۶
رفته اوراق شب و روز به هم برچینیم
بخیه ثابت و سیاره شیرازه صبح ۷
دست در گردن عذرای جهان اندازم
حله روز به هم برزنم و غازه صبح ۸
سرو و شمشاد به وجدند «نظیری » وقتست
به سر شاخ سراییم سر آوازه صبح ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.