خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از نظیری نیشابوری به توصیف آشوبها و فتنههای ناگهانی در زندگی میپردازد. با تصاویری مانند ابر، برق، تیر از کمان و آتش، شاعر از اختلال در آرامش، بیاعتمادی میان مردم و ظهور شرارتها سخن میگوید. در نهایت، اشاره میکند که همهچیز در جهان به هم مرتبط است و گریزی از این پیوندها نیست.
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۱۹ - ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
ابری به نظر آمد و برقی ز میان جست
صد فتنه به هر مرحله از خواب گران جست ۱
انگیخت از آن ظلمت و پرتو تن و جانی
وز پرده برون آمد و در خانه جان جست ۲
آسوده ز آفات به هم ساخته بودیم
ناگاه خطایی شد و تیری ز کمان جست ۳
نشنید کس از کس سخن مهر و محبت
شوقی به ضمیر آمد و حرفی ز زبان جست ۴
در مدعیان غلغله افتاد ازین رشک
منصف به میان آمد و منکر به کران جست ۵
ربطست به او سر به سر اجزای جهان را
زین سلسله حاصل که به جایی نتوان جست ۶
زین بیش حکایت نتوان کرد «نظیری »
افروخت ورق در کف و آتش ز بنان جست ۷
صد فتنه به هر مرحله از خواب گران جست ۱
انگیخت از آن ظلمت و پرتو تن و جانی
وز پرده برون آمد و در خانه جان جست ۲
آسوده ز آفات به هم ساخته بودیم
ناگاه خطایی شد و تیری ز کمان جست ۳
نشنید کس از کس سخن مهر و محبت
شوقی به ضمیر آمد و حرفی ز زبان جست ۴
در مدعیان غلغله افتاد ازین رشک
منصف به میان آمد و منکر به کران جست ۵
ربطست به او سر به سر اجزای جهان را
زین سلسله حاصل که به جایی نتوان جست ۶
زین بیش حکایت نتوان کرد «نظیری »
افروخت ورق در کف و آتش ز بنان جست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۸ - بیا که مردم و بر راه چشم جان بازست
گوهر بعدی:شماره ۱۲۰ - هین قدح، شمع شبستان این است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.