خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق، درد فراق، و سوز دل سخن میگوید. او از تأثیر عشق بر دل، اشکهای بیپایان، و آتش سودا میگوید که با آب هم خاموش نمیشود. شاعر همچنین به ناپختگی عشق و رنجهای آن اشاره میکند و از شب هجران و فقدان روشنی مینالد. در پایان، از ناتوانی در دیدن معشوق به دلیل حجابهای عشق سخن میگوید.
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم شعری ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۶۴ - عشق دهد با دل شوریده تاب
عشق دهد با دل شوریده تاب
پرورش ذره کند آفتاب ۱
کم نشود سوز دل از سیل اشک
آتش سودا ننشیند به آب ۲
آه که عاشق کشد از خامی است
دود کند دل چو نباشد کباب ۳
با سخن تلخ تبسم خوش است
نشئه دهه شهد چون گردد شراب ۴
دیر رود جان که تویی در دلم
شعله کند بر سر شمع اضطراب ۵
در شب هجران نبود روشنی
گرچه بود تا به سحر ماهتاب ۶
دیده «نظیری » نشناسد رخش
بس که گدازد نگهم از حجاب ۷
پرورش ذره کند آفتاب ۱
کم نشود سوز دل از سیل اشک
آتش سودا ننشیند به آب ۲
آه که عاشق کشد از خامی است
دود کند دل چو نباشد کباب ۳
با سخن تلخ تبسم خوش است
نشئه دهه شهد چون گردد شراب ۴
دیر رود جان که تویی در دلم
شعله کند بر سر شمع اضطراب ۵
در شب هجران نبود روشنی
گرچه بود تا به سحر ماهتاب ۶
دیده «نظیری » نشناسد رخش
بس که گدازد نگهم از حجاب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - سحر منادی بلبل به گلستان دریاب
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.