خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به ستایش معشوق و توصیف زیباییهای او پرداخته و از نیازهای خود در زندگی مانند شراب، موسیقی، دوستان و معشوق سخن میگوید. او از جهان حیلهگر و روزگار کینهتوز شکایت کرده و آرزو میکند تا از وصل معشوق لذت ببرد.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و استفاده از نمادهایی مانند شراب و موسیقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیقتر از مفاهیم شعری و ادبیات کلاسیک فارسی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۹۵ - ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش
ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش
فتنهٔ عشاق شهری شمسهٔ خوبان کش ۱
گاه آن آمد از وصل تو بستانیم داد
زین جهان حیلهساز و روزگار کینه کش ۲
بادهای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز
مطربی ناهید طبع و ساقیی خورشید فش ۳
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود
زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش ۴
خانهای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین
ساقی خوب و شراب روشن و محبوب خوش ۵
فتنهٔ عشاق شهری شمسهٔ خوبان کش ۱
گاه آن آمد از وصل تو بستانیم داد
زین جهان حیلهساز و روزگار کینه کش ۲
بادهای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز
مطربی ناهید طبع و ساقیی خورشید فش ۳
در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود
زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش ۴
خانهای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین
ساقی خوب و شراب روشن و محبوب خوش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۴ - ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
گوهر بعدی:غزل ۱۹۶ - دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.