خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و ناسپاسی دل خود مینالد. او از غمهای بیپایان، بلاهای ناشناخته، و حسادتهای شبانه سخن میگوید. همچنین، از توجه معشوق به دیگران و هراسی که در دلش افتاده، شکایت میکند. در پایان، از آههایش میگوید که نشاندهندهی دلسردی اوست.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند حسادت و دلسردی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۲۳ - ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
ز بس بود دل خود کام ناسپاس مرا
ز روی هم رسد اندوه بی قیاس مرا ۱
بلا مقام مرا پیش ازین نمی دانست
غم تو کرد درین شهر رو شناس مرا ۲
چه روز بود که تشریف عشق پوشیدم
که خوش دلی نشناسد درین لباس مرا ۳
ز رشک دوش چنان درهمم که نتوان برد
به بزم وصل تو امشب به التماس مرا ۴
رخی که داشت ملک میلش از توجه غیر
چنان نمود به چشمم که شد هراس مرا ۵
از آن ز آه «نظیری » فراغتی داری
کزین فسرده دلان کرده ای قیاس مرا ۶
ز روی هم رسد اندوه بی قیاس مرا ۱
بلا مقام مرا پیش ازین نمی دانست
غم تو کرد درین شهر رو شناس مرا ۲
چه روز بود که تشریف عشق پوشیدم
که خوش دلی نشناسد درین لباس مرا ۳
ز رشک دوش چنان درهمم که نتوان برد
به بزم وصل تو امشب به التماس مرا ۴
رخی که داشت ملک میلش از توجه غیر
چنان نمود به چشمم که شد هراس مرا ۵
از آن ز آه «نظیری » فراغتی داری
کزین فسرده دلان کرده ای قیاس مرا ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - چند از مؤذن بشنوم توحید شرک آمیز را
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - با شهپر عنقا چه نوا بال مگس را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.