خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که بیانگر احساسات شاعر از جدایی و فراق است. شاعر از معشوق خود میخواهد که او را فراموش نکند و به او توجه کند. او از درد هجران و تأثیرات منفی آن بر زندگی خود سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او بازگردد.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل مفاهیم شعر و احساسات بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد.
غزل ۱۸۸ - ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ای ز ما سیر آمده بدرود باش
ما نه خشنودیم تو خشنود باش ۱
کشته ما را گر فراقت ای صنم
تو به خون کشتگان ماخوذ باش ۲
غرقه در دریای هجران توام
دلبرا دریاب ما را زود باش ۳
هجر تو بر ما زیانیها نمود
تو به وصلت دیگران را سود باش ۴
در فراقت کار ما از دست شد
گر نگیری دست ما بدرود باش ۵
ای سنایی در شبستان غمش
گر چه همچون نار بودی دود باش ۶
ما نه خشنودیم تو خشنود باش ۱
کشته ما را گر فراقت ای صنم
تو به خون کشتگان ماخوذ باش ۲
غرقه در دریای هجران توام
دلبرا دریاب ما را زود باش ۳
هجر تو بر ما زیانیها نمود
تو به وصلت دیگران را سود باش ۴
در فراقت کار ما از دست شد
گر نگیری دست ما بدرود باش ۵
ای سنایی در شبستان غمش
گر چه همچون نار بودی دود باش ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۷ - ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
گوهر بعدی:غزل ۱۸۹ - ای ز خوبی مست هان هشیار باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.