خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی خود به معشوق میگوید و از شب و روزی که با یاد او میگذرد سخن میگوید. او نگران است که اگر روزی از معشوق جدا شود، دیگر شب و روز برایش معنایی نخواهد داشت.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۳ - ای روز و شب از زلف و رخت یافته ساز
ای روز و شب از زلف و رخت یافته ساز
چون روز و شبم ز عشق تو با تک و تاز ۱
ترسم چو گسستم از شب و روز تو راز
چون روز و شب رفته به من نایی باز ۲
چون روز و شبم ز عشق تو با تک و تاز ۱
ترسم چو گسستم از شب و روز تو راز
چون روز و شب رفته به من نایی باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲ - ای حق رخت فریضه در گردن روز
گوهر بعدی:شماره ۴۴ - ای روز سپید را به روی تو نیاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.