خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از روزهای جوانی خود که پر از لذت بود یاد میکند و اکنون در پیری، حسرت آن روزها را دارد. او در پیری دیگر لذتی از زندگی نمیبرد، زیرا همواره نگران پایان زندگی است.
متن دارای مضامینی مانند حسرت گذشته، نگرانی از مرگ و تفکر درباره پیری است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال سنگین یا نامفهوم باشد. این موضوعات بیشتر مناسب سنین نوجوانی به بالا است که درک بهتری از تجربیات زندگی دارند.
شماره ۸۴ - بودم از روز جوانی هر نفس در لذتی
بودم از روز جوانی هر نفس در لذتی
زان چنین در حسرت روز جوانی مانده ام ۱
لذتی از زندگانی نیست در پیری مرا
زانکه در بیم زوال زندگانی مانده ام ۲
زان چنین در حسرت روز جوانی مانده ام ۱
لذتی از زندگانی نیست در پیری مرا
زانکه در بیم زوال زندگانی مانده ام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۳ - قوتم با نام برنایی برفت
گوهر بعدی:شماره ۸۵ - گر کف پای تو را ز عشق ببوسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.