خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از نابرابریهای زندگی شکایت دارد و خود را در مقایسه با دیگران محروم و در رنج میبیند. او از این که سهم او از زندگی خار است و نه خرما، گلایه میکند و احساس میکند که مانند خورشید، گرما نصیب او شده است، در حالی که دیگران طلا به دست میآورند.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و عمیق اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۷ - ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
ز روزگار مرا خار هست و خرما نیست
مثل خطاست که گویند خار با خرماست ۱
ز خاک نزد فلک کمترم از خورشید
نصیب او همه زر و نصیب من گرماست ۲
مثل خطاست که گویند خار با خرماست ۱
ز خاک نزد فلک کمترم از خورشید
نصیب او همه زر و نصیب من گرماست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - ساقیا در جام من ریز آب رز
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - غم امروز جان من فرسود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.