خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلبستگی به معشوق میگوید و از بیقراری، حسرت و اندوه ناشی از دوری و بیوفایی او شکایت میکند. او زیبایی بیحساب معشوق و روزگار سرگشته خود را توصیف میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۸ - چون زلف تو بی قرارم از تو
چون زلف تو بی قرارم از تو
چون چشم تو با خمارم از تو ۱
ای گشته چو روزگار بدعهد
سرگشته روزگارم از تو ۲
ای حسن تو بی شمار گشته
در حسرت بی شمارم از تو ۳
پر آب دو دیده شد کنارم
تا گشت تهی کنارم از تو ۴
از بی خبری که من شدستم
حقا که خبر ندارم از تو ۵
چون چشم تو با خمارم از تو ۱
ای گشته چو روزگار بدعهد
سرگشته روزگارم از تو ۲
ای حسن تو بی شمار گشته
در حسرت بی شمارم از تو ۳
پر آب دو دیده شد کنارم
تا گشت تهی کنارم از تو ۴
از بی خبری که من شدستم
حقا که خبر ندارم از تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - ای شب تاری غلام موی تو
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - خلعت چشم من است راحت دیدار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.