خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از فراموشی عهد و پیمان و تبدیل وفا به جفا توسط معشوق شکایت می‌کند و از درد هجران و عشق ناکام می‌نالد. او وضعیت خود را به دشت کربلا و شهدای آن تشبیه می‌کند و از رنج‌های عاشقانه می‌گوید.

محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، تشبیه‌های عرفانی و اشاره به مفاهیمی مانند هجران و رنج است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۷ - آن عهد و وفای ما کجا شد

آن عهد و وفای ما کجا شد
از هر دو دلت چرا جدا شد ۱

دی عادت تو همه وفا بود
امروز چرا همه جفا شد ۲

بر لشکر حسن، پادشاهی
چونین شود آنکه پادشا شد ۳

تا تو بشدی بشد قرارم
معلوم نمی شود کجا شد ۴

هجران تو دشت کربلا بود
زو حصه من همه بلا شد ۵

وز خون دو دیده، رویم اینک
چون حلق شهید کربلا شد ۶

زین گونه شود که من شدستم
هر دل که به عشق مبتلا شد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶ - هر که معشوق محتشم دارد
گوهر بعدی:شماره ۱۸ - دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.