خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق، جدایی از معشوق، رنجهای زندگی و غمهایش سخن میگوید. او بیان میکند که از آسمان و روزگار آسیب دیده و در غم و غربت به سر میبرد. همچنین اشاره میکند که دیگر رنج بیشتری نمیخواهد و از نوشیدن شراب لذت نمیبرد. او در نهایت تأکید میکند که به هیچکس پناه نمیبرد و تنها به خداوند پناه میآورد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به نوشیدن شراب و مفاهیم مرتبط با رنج و غم ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۱۵۸ - مارا مدار خوار که ما عاشقیم و زار
مارا مدار خوار که ما عاشقیم و زار
بیمار و دلفگار و جدا مانده از نگار ۱
ما را مگوی سرو که ما رنج دیدهایم
از گشت آسمان وز آسیب روزگار ۲
زین صعبتر چه باشد زین بیشتر که هست
بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار ۳
رنج دگر مخواه و برین بر فزون مجوی
ما را بسست اینکه برو آمدست کار ۴
بر ما حلال گشت غم و ناله و خروش
چونان که شد حرام می نوش خوشگوار ۵
ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیست
خواهیم زینهار به روزی هزار بار ۶
بیمار و دلفگار و جدا مانده از نگار ۱
ما را مگوی سرو که ما رنج دیدهایم
از گشت آسمان وز آسیب روزگار ۲
زین صعبتر چه باشد زین بیشتر که هست
بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار ۳
رنج دگر مخواه و برین بر فزون مجوی
ما را بسست اینکه برو آمدست کار ۴
بر ما حلال گشت غم و ناله و خروش
چونان که شد حرام می نوش خوشگوار ۵
ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیست
خواهیم زینهار به روزی هزار بار ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۷ - جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
گوهر بعدی:غزل ۱۵۹ - زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.