این متن به توصیف تأثیر باد سحری بر روح و روان انسان میپردازد. باد صبحگاهی غم را از دل میزداید و شادی میآفریند، حتی بدون نوشیدن باده. شاعر احساس میکند که دل و جانش به سوی این باد جذب میشود و حاضر است جان و دل خود را به عنوان هدیه تقدیم کند. این باد گشایشبخش است و مانند بادی است که گره از زلف یار باز میکند. شاعر از دیدار یار فارغ میشود و سپس به دیدار او میشتابد. بدون بوسه و چهره یار، دل و جانش آرام نمیگیرد و طبعش همه بادها را میستاید.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'بی باده' و 'بوسه' ممکن است برای کودکان یا نوجوانان کمسنوسال نامناسب تلقی شود.
شماره ۱۳ - باد سحری طرب فزاید
غم از دل غمکشان زداید ۱
بادی که به صبحدم برآید
بی باده مرا طرب فزاید ۲
دل در بر من بدو شتابد
جان در تن من بدو گراید ۳
گر جان برمش به هدیه زیبد
ور دل دهمش به تحفه شاید ۴
زان باد بود مراگشایش
کز زلف بتم گره گشاید ۵
فارغ شود از زیارت او
وانگه به زیارت من آید ۶
بی بوسه (او) که جان فروزد
بی چهره او که دل رباید ۷
دل در بر من همی نماند
جان در تن من همی نپاید ۸
بادست به دست من که بی دوست
طبعم همه باد را ستاید ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.