خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهی عشق و عاشقی است و تأکید میکند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و رهایی از ننگ و نام است. شاعر بیان میکند که عشق و عافیت نمیتوانند همزمان وجود داشته باشند و برای رسیدن به عشق باید از برخی چیزها گذشت. همچنین، او توصیه میکند که برای درک حلاوت عشق، باید بندهی عشق شد.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی دربارهی عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری برای درک کامل این مفاهیم وجود دارد.
غزل ۱۴۷ - هر که در عاشقی تمام بود
هر که در عاشقی تمام بود
پخته خوانش اگر چه خام بود ۱
آنکه او شاد گردد از غم عشق
خاص دانش اگر چه عام بود ۲
چه خبر دارد از حلاوت عشق
هر که در بند ننگ و نام بود ۳
دوری از عشق اگر همی خواهی
کز سلامت ترا سلام بود ۴
در ره عاشقی طمع داری
که ترا کار بر نظام بود ۵
این تمنا و این هوس که تراست
عشقبازی ترا حرام بود ۶
عشق جویی و عافیت طلبی
عشق یا عافیت کدام بود ۷
بندهٔ عشق باش تا باشی
تا سنایی ترا غلام بود ۸
پخته خوانش اگر چه خام بود ۱
آنکه او شاد گردد از غم عشق
خاص دانش اگر چه عام بود ۲
چه خبر دارد از حلاوت عشق
هر که در بند ننگ و نام بود ۳
دوری از عشق اگر همی خواهی
کز سلامت ترا سلام بود ۴
در ره عاشقی طمع داری
که ترا کار بر نظام بود ۵
این تمنا و این هوس که تراست
عشقبازی ترا حرام بود ۶
عشق جویی و عافیت طلبی
عشق یا عافیت کدام بود ۷
بندهٔ عشق باش تا باشی
تا سنایی ترا غلام بود ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۶ - دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
گوهر بعدی:غزل ۱۴۸ - هر که در بند خویشتن نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.