خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی خود به معشوق میگوید که هیچ رقیبی ندارد و راز دلش را پنهان کرده است. او از معشوقی میگوید که ساده و بیناز است و دلش را فریفته کرده، اما هشدار میدهد که نباید فریب ظاهر معشوق را خورد. شاعر همچنین از دوستی با معشوقی میگوید که مانند مار و عقرب خطرناک است و اسرار او را نمیتوان از هر کسی جویا شد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند مار و عقرب نیاز به درک ادبی دارد.
شماره ۵ - از بتان یار مرا انباز می خواهی ندارد
از بتان یار مرا انباز می خواهی ندارد
در جهان ماهی چو او طناز می خواهی ندارد ۱
راز او را کرده ام پنهان من اندر پرده ی دل
از زبانم گر خبر زان راز می خواهی ندارد ۲
من نیاز آوردم او را او ز من بنمود روی
ساده می باشد بت من ناز می خواهی ندارد ۳
ای دل مفتون مخور هرگز فریب چشم مستش
گر وفا از ترک تیرانداز می خواهی ندارد ۴
آشنایی گفتمت ای دل مکن با مار زلفش
دوستی از عقرب اهواز می خواهی ندارد ۵
تو نه ای محرم ز الهامی مجوی اسرار او را
از سر ببریده گر آواز می خواهی ندارد ۶
در جهان ماهی چو او طناز می خواهی ندارد ۱
راز او را کرده ام پنهان من اندر پرده ی دل
از زبانم گر خبر زان راز می خواهی ندارد ۲
من نیاز آوردم او را او ز من بنمود روی
ساده می باشد بت من ناز می خواهی ندارد ۳
ای دل مفتون مخور هرگز فریب چشم مستش
گر وفا از ترک تیرانداز می خواهی ندارد ۴
آشنایی گفتمت ای دل مکن با مار زلفش
دوستی از عقرب اهواز می خواهی ندارد ۵
تو نه ای محرم ز الهامی مجوی اسرار او را
از سر ببریده گر آواز می خواهی ندارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴ - شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی دارد
گوهر بعدی:شماره ۶ - هر جای که رفتیم و به هر سو که دویدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.