خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و تأثیر آن بر روح و روان انسان سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق الهی میتواند انسان را به مقامات بالای معنوی برساند و حتی کفر را به ایمان تبدیل کند. او همچنین به اهمیت شناخت و آگاهی در مسیر عشق الهی اشاره میکند و تأکید میکند که تنها عشق است که میتواند انسان را به کمال برساند.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۴ - گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
صدهزاران ماه آن شب خدمت ماهی کند ۱
باد لطفت گر به دارالملک انسان بروزد
هر یکی را بر مثال یوسف چاهی کند ۲
من چه سگ باشم که در عشق تو خوش یک دم زنم
آدم و ابلیس یک جا چون به همراهی کند ۳
هر که از تصدیق دل در خویشتن کافر شود
بی خلافی صورت ایمانش دلخواهی کند ۴
بی خود ار در کفر و دین آید کسی محبوب نیست
مختصر آنست کار از روی آگاهی کند ۵
خفتهٔ بیدار بنگر عاقل دیوانه بین
کو ز روی معرفت بی وصل الاهی کند ۶
تا درین داری به جز بر عشق دارایی مکن
عاشق آن کار خود از آه سحرگاهی کند ۷
ساحری دان مر سنایی را که او در کوی عقل
عشقبازی با خیال ترک خرگاهی کند ۸
صدهزاران ماه آن شب خدمت ماهی کند ۱
باد لطفت گر به دارالملک انسان بروزد
هر یکی را بر مثال یوسف چاهی کند ۲
من چه سگ باشم که در عشق تو خوش یک دم زنم
آدم و ابلیس یک جا چون به همراهی کند ۳
هر که از تصدیق دل در خویشتن کافر شود
بی خلافی صورت ایمانش دلخواهی کند ۴
بی خود ار در کفر و دین آید کسی محبوب نیست
مختصر آنست کار از روی آگاهی کند ۵
خفتهٔ بیدار بنگر عاقل دیوانه بین
کو ز روی معرفت بی وصل الاهی کند ۶
تا درین داری به جز بر عشق دارایی مکن
عاشق آن کار خود از آه سحرگاهی کند ۷
ساحری دان مر سنایی را که او در کوی عقل
عشقبازی با خیال ترک خرگاهی کند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳ - بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
گوهر بعدی:غزل ۱۲۵ - وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.