خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن بیان میکند که انتظار معشوق و رنجهای عشق ارزش تحمل ندارند. او از وصل و هجران معشوق ناراحت است و احساس میکند که تمام تلاشها و رنجهای عشق بیفایده است. شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و رنجهای آن ارزش این همه آشوب و درد را ندارد.
این متن مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی درباره عشق و رنجهای آن را بیان میکند که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل این مفاهیم نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۰ - صحبت معشوق انتظار نیرزد
صحبت معشوق انتظار نیرزد
بوی گل و لاله زخم خار نیرزد ۱
وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست
خوردن می محنت خمار نیرزد ۲
ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست
آنهمه نسود آفت گذار نیرزد ۳
این دو سه روز غم وصال و فراقت
اینهمه آشوب کار و بار نیرزد ۴
روز شود در شمارم از غم جانان
خود عمل عاشقی شمار نیرزد ۵
بوی گل و لاله زخم خار نیرزد ۱
وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست
خوردن می محنت خمار نیرزد ۲
ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست
آنهمه نسود آفت گذار نیرزد ۳
این دو سه روز غم وصال و فراقت
اینهمه آشوب کار و بار نیرزد ۴
روز شود در شمارم از غم جانان
خود عمل عاشقی شمار نیرزد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - ای کم شده وفای تو این نیز بگذرد
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.