شخصیتی که در متن توصیف شده، پس از مویهها و پوزشهای بسیار، از سرزمین شب به سوی مرز روز حرکت میکند. او به کاخ ولایت امام زمان میرسد و از قبر برادرش با شادی خارج میشود. سپس یاران و غلامان خود را فرامیخواند تا برای سفر آماده شوند و دستور میدهد که اشتران راهور و هودجهای زرنگار آماده شوند. ناگهان از درگاه شاه مویهای بلند میشود و انگار از آن کوچه برچرخ راست حرکت میکنند.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی داشته باشد.
بخش ۲۳ - بدرود امام(ع)با قبر مقدس برادر
چنان چون سزاوار آن شاه بود ۱
چو ازکشور شب سوی مرز روز
بسیج سفر کرد گیتی فروز ۲
به کاخ ولایت امام زمان
شد ازقبر فرخ برادر چمان ۳
غلامان و یاران خود را سرود
که زی بار بستن گرایید زود ۴
بسی اشتر راهور آورید
بسی هودج زرنگار آورید ۵
که ناگه زدرگاه شه مویه خاست
نوانگشت از آن کوی برچرخ راست ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.