خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد دوری و تنهایی مینالد و دلش از رنجوری خسته است. او با فریاد از دوری شکوه میکند.
متن دارای مفاهیم عاطفی و غمگینانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شاعرانه و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۵ - دیشب دل من چو خسته از رنجوری
دیشب دل من چو خسته از رنجوری
میکرد فغان ز محنت مهجوری ۱
گفتم که چنین ساخت ز دردت نالان
فریاد برآورد که دوری دوری ۲
میکرد فغان ز محنت مهجوری ۱
گفتم که چنین ساخت ز دردت نالان
فریاد برآورد که دوری دوری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - فاش از کفم ار کشیده دامن بودی
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - در وادی عشق دوش نالان جرسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.