خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از عشق و جنون به عنوان نیروهای آزادیبخش در برابر محدودیتهای عقل و منطق سخن میگوید. او عشق را به همه فنها مسلط میداند و عقل را به انزوا میخواند. شاعر از شهر عقل دلگیر شده و به دشت جنون پناه میبرد.
مفاهیم عمیق عرفانی و تقابل عشق و عقل ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۰۰ - ای عشق بیا از همه فن به فن تو
ای عشق بیا از همه فن به فن تو
ای عقل برو سر تو در گردن تو ۱
دلگیر ز شهر بند عقلم پس از این
ای دشت جنون دست من و دامن تو ۲
ای عقل برو سر تو در گردن تو ۱
دلگیر ز شهر بند عقلم پس از این
ای دشت جنون دست من و دامن تو ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۹ - ایخسته دلم همیشه رنجور از تو
گوهر بعدی:شماره ۲۰۱ - گشت شب مهتاب و می روشن و تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.