خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از درد و رنجی که از عشق و جفای معشوق متحمل شده است، سخن میگوید. او بیان میکند که چگونه افراد از کوی غم او با سینهای رنجدیده و پریشان خارج شدهاند و در پاسخ به پرسش معشوق درباره چگونگی رفتن آنها، توضیح میدهد که آنها جمع شده بودند اما پریشان رفتند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۸۹ - از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
از کوی غم تو سینه ریشان رفتند
یک یک ز جفای جورکیشان رفتند ۱
گفتی که بگو چگونه ایشان رفتند
جمع آمده بودند پریشان رفتند ۲
یک یک ز جفای جورکیشان رفتند ۱
گفتی که بگو چگونه ایشان رفتند
جمع آمده بودند پریشان رفتند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - نه تاج و نه تخت و نه نگین خواهد ماند
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - روزی که به کوی میفروشان بردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.