خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر این است که حتی اگر کسی به ثروت قارون یا دانش افلاطون دست یابد، در نهایت مرگ همه چیز را از بین میبرد. شاعر از از دست دادن اندوختههایش و نبودن نالهای برایش شکایت دارد و دلش از اندیشههای جهانی پر از خون شده است، اما ساغری از می برای تسکین وجود ندارد.
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی درباره مرگ و فناپذیری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین متن، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۳ - گیرم که کسی به مال و زر قارون شد
گیرم که کسی به مال و زر قارون شد
مرگست ز پی ۱
یا آنکه بعلم و دانش افلاطون شد
کو حاصل وی ۲
اندوختهام همه ز کف بیرون نشد
کو ناله نی ۳
زاندیشه کونین دلم پر خون شد
کو ساغر می ۴
مرگست ز پی ۱
یا آنکه بعلم و دانش افلاطون شد
کو حاصل وی ۲
اندوختهام همه ز کف بیرون نشد
کو ناله نی ۳
زاندیشه کونین دلم پر خون شد
کو ساغر می ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - ای عالم نم عطای روز افزونت
گوهر بعدی:شماره ۴ - گر نرد فسون بمن نبازی چه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.