این متن شعری است که در مدح و ستایش یک جوان خوشبخت و بلندمرتبه سروده شده است. او بهعنوان گوهری گرانبها در نسل آدمی توصیف شده و جایگاه والایش با تشبیه به عرش اعظم نشان داده میشود. نام او «صادق» ذکر شده و به راستی و پاکی او مانند صبح اشاره دارد. در ادامه، از ازدواج او و شادیاش سخن گفته شده و او را به نخل دلاور و سرو سبز تشبیه کردهاند. در پایان، تاریخ این رویداد به صورت رمزی در بیت آخر بیان شده است.
این متن دارای زبان ادبی و کهن است و درک آن نیازمند آشنایی با اصطلاحات و تشبیهات شعر کلاسیک فارسی میباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند «عرش اعظم» یا «رقم تاریخ» ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۳۰ - تاریخ زفاف
ثمین گوهر رشته نسل آدم ۱
رفیع المکانی که صد پایه قدرش
نهاده قدم بر سر عرش اعظم ۲
از آن نام نامیش گردیده صادق
که چون صبح در راستی میزند دم ۳
ببر کرد تشریف دامادی و شد
دل او پر و خالی از شادی و غم ۴
غرض آن برازنده نخل دلاور
که پیوسته چون سروسبز است و خرم ۵
چو با شاهد کامرانی درآمد
بیک حجله چون مغز بادام توأم ۶
رقم کرد مشتاق تاریخ سالش
دوتا بنده کوکب قرآن کرد با هم ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.