خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و فداکاری است. شاعر از درد عشق و فداکاری خود سخن میگوید، از ریخته شدن خونش به جرم دوستی و عاقبتی که دید. او با وجود درد، عشقش را حفظ میکند و حتی خود را فدای معشوق میکند. این متن پر از تصاویر شاعرانه و احساسات شدید است.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'ریختی خونم' و 'خونبهای خویشتن' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۶۱ - بیتو کوشم در فنای خویشتن
بیتو کوشم در فنای خویشتن
تیشهام اما بپای خویشتن ۱
ریختی خونم بجرم دوستی
عاقبت دیدم سزای خویشتن ۲
زد بتیغم بوسه بر دستش زدم
خود گرفتم خونبهای خویشتن ۳
گلبن نوخیز من یکره بپرس
حال مرغ بینوای خویشتن ۴
دردمندان غمت درمان طلب
ماو درد بیدوای خویشتن ۵
دیدمش در خویش و جان دادم ز شوق
خویش را کردم فدای خویشتن ۶
تیشهام اما بپای خویشتن ۱
ریختی خونم بجرم دوستی
عاقبت دیدم سزای خویشتن ۲
زد بتیغم بوسه بر دستش زدم
خود گرفتم خونبهای خویشتن ۳
گلبن نوخیز من یکره بپرس
حال مرغ بینوای خویشتن ۴
دردمندان غمت درمان طلب
ماو درد بیدوای خویشتن ۵
دیدمش در خویش و جان دادم ز شوق
خویش را کردم فدای خویشتن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - زندگر تیغ و ریزد خون من عین مراد است این
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - زآنکو نروم بلبلم و جای منست این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.