خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن دربارهی ماهیت عشق و دردهای آن است. عشق به عنوان یک تجربهی عمیق و دردناک توصیف شده که هم شادی و هم رنج به همراه دارد. عشق به عنوان آتشی در دل و اشکی در چشم توصیف شده و تأکید میشود که بدون تجربهی درد عشق، انسان به بلوغ و مردانگی نمیرسد.
مفاهیم عمیق و فلسفی موجود در متن، مانند درد عشق و بلوغ عاطفی، برای مخاطبان جوانتر ممکن است چالشبرانگیز یا نامفهوم باشد. این متن برای افرادی مناسب است که تجربهی عاطفی بیشتری دارند و میتوانند با مفاهیم پیچیدهی آن ارتباط برقرار کنند.
غزل ۶۰ - چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست ۱
آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست ۲
عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست ۳
شهدیست با شرنگ و نشاطیست با تعب
داروی دردناکست آنرا که درد نیست ۴
آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست ۵
تا درد عاشقی نچشد مرد مرد نیست ۱
آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست
انجام عشق جز غم و جز آه سرد نیست ۲
عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم
با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست ۳
شهدیست با شرنگ و نشاطیست با تعب
داروی دردناکست آنرا که درد نیست ۴
آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان
بنمای عاشقی که رخ از عشق زرد نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - هر کرا درد بی نهایت نیست
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - معشوقه از آن ظریفتر نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.