خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و درد فراق میگوید. او از تاریکی دل خود، آتش عشق، نالههای جگرسوز و غمهایش سخن میگوید. همچنین، به زیبایی معشوق و ناتوانی در فراموشی او اشاره میکند. در نهایت، از بخت بد خود در عشق شکایت میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۲۲ - جهان روشن ز مهر عالمافروزی که من دارم
جهان روشن ز مهر عالمافروزی که من دارم
دلی تاریکتر از شب بود روزی که من دارم ۱
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کی
جگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم ۲
ز آه و نالهام صدجان و دل زخمی مشو ایمن
ز تیغ جانشکاف و تیردلدوزی که من دارم ۳
ز شب تاریکتر روز من و از روز روشنتر
شب اغیار از شمع شبافروزی که من دارم ۴
ز زلفش دل بصد افسون گرفتم لیک کی سازد
فراموش آشیان مرغ نوآموزی که من دارم ۵
نباشد فکر جانهای غماندوزت عبث تا کی
غماندوزی کدجان غماندوزی که من دارم ۶
برم مشتاق آمد یار همراه رقیب اما
ببین فیروزی این بخت فیروزی که من دارم ۷
دلی تاریکتر از شب بود روزی که من دارم ۱
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کی
جگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم ۲
ز آه و نالهام صدجان و دل زخمی مشو ایمن
ز تیغ جانشکاف و تیردلدوزی که من دارم ۳
ز شب تاریکتر روز من و از روز روشنتر
شب اغیار از شمع شبافروزی که من دارم ۴
ز زلفش دل بصد افسون گرفتم لیک کی سازد
فراموش آشیان مرغ نوآموزی که من دارم ۵
نباشد فکر جانهای غماندوزت عبث تا کی
غماندوزی کدجان غماندوزی که من دارم ۶
برم مشتاق آمد یار همراه رقیب اما
ببین فیروزی این بخت فیروزی که من دارم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - دلی سرگرم شوق از جلوه مستانهای دارم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - بجان ز اندیشه غیرآمدم ز آن انجمن رفتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.