خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و محبت سخن می‌گوید و از جفاهایی که در این راه دیده است شکایت می‌کند. او بیان می‌کند که در مسیر عشق، رنج‌های بسیاری کشیده اما همچنان به عشق وفادار است. همچنین، از ناامیدی‌ها و تنهایی‌های خود در این راه می‌گوید و اینکه در دنیا کاری شیرین‌تر از عشق ورزیدن ندیده است.

محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای سنین پایین قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفا و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.

مشاهده کامل

شماره ۲۱۳ - در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم

در گلشن عشق تو جفاکار ندیدم
یک گل که از آن زحمت صدخار ندیدم ۱

از کوی تو یکره نگذشتم که بهرگام
بر خاک ره افتاده بسیار ندیدم ۲

این با که توان گفت که در کوی محبت
از یار جفا دیدم و زاغیار ندیدم ۳

جائی که درین باغ توان زد پروبالی
جز در قفس ای مرغ گرفتار ندیدم ۴

برقع برخ افکنده گذشتی ز من آخر
افغان که ترا دیدم و دیدار ندیدم ۵

در سینه‌ام از تنگی جا بود که هرگز
الفت بمیان دل و دلدار ندیدم ۶

بهر صنمی نگسلم از کفر وگرنه
از سبحه چه دیدم که ز زنار ندیدم ۷

مشتاق من و شغل محبت که بگیتی
کاری که بودخوشتر ازین کار ندیدم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - در محفلت ز خون دل از بس لبالبم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - نیامد بر لبم آهی ز سوز عشق تا بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.