خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به بیان درد و رنج عاشقی میپردازد که از جفای معشوق و ناکامی در عشق شکایت دارد. شاعر از بیوفایی لیلی و دیوانگی مجنون سخن میگوید و تأکید میکند که عشق، عقل و خرد را تحت تأثیر قرار میدهد و درمانی برای آن وجود ندارد. همچنین، او از تأثیرات عمیق عشق بر زندگی و احساسات خود میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۱۶۲ - زحی لیلی از ناز بیرون نیاید
زحی لیلی از ناز بیرون نیاید
ورآید بسر وقت مجنون نیاید ۱
نگهداری کس ز گردون نیاید
که ضبط می از جام وارون نیاید ۲
گرفتم نگریم ز جور تو اما
نه زخمیست زخمم کز و خون نیاید ۳
کسیرا که عشق تو دیوانه سازد
علاجش ز عقل فلاطون نیاید ۴
بت ماست لیلی نژادی که هرگز
بپرسیدن حال مجنون نیاید ۵
شبی بیتو ممکن نباشد که شهری
ز سیل سرشگم بهامون نیاید ۶
ترا دارم از چرخ یاری چه جویم
که آنچه از تو آید ز گردون نیاید ۷
چه نسبت بهم فیض عشق و خرد را
که کار می ناب ز افیون نیاید ۸
چنان شد حصاری هم آتش که آهم
که بیرون شراری ز کانون نیاید ۹
چه سودم ز وصلت که از سرکشیها
در آغوشم آنقد موزون نیاید ۱۰
چسان مفلس عشق کام از تو گیرد
که این کار از گنج قارون نیاید ۱۱
ز کوی تو چون طایر تیر خورده
که آید که غلطیده در خون نیاید ۱۲
نشد از جفای تو مشتاق یکشب
بکویت رود شاد و محزون نیاید ۱۳
ورآید بسر وقت مجنون نیاید ۱
نگهداری کس ز گردون نیاید
که ضبط می از جام وارون نیاید ۲
گرفتم نگریم ز جور تو اما
نه زخمیست زخمم کز و خون نیاید ۳
کسیرا که عشق تو دیوانه سازد
علاجش ز عقل فلاطون نیاید ۴
بت ماست لیلی نژادی که هرگز
بپرسیدن حال مجنون نیاید ۵
شبی بیتو ممکن نباشد که شهری
ز سیل سرشگم بهامون نیاید ۶
ترا دارم از چرخ یاری چه جویم
که آنچه از تو آید ز گردون نیاید ۷
چه نسبت بهم فیض عشق و خرد را
که کار می ناب ز افیون نیاید ۸
چنان شد حصاری هم آتش که آهم
که بیرون شراری ز کانون نیاید ۹
چه سودم ز وصلت که از سرکشیها
در آغوشم آنقد موزون نیاید ۱۰
چسان مفلس عشق کام از تو گیرد
که این کار از گنج قارون نیاید ۱۱
ز کوی تو چون طایر تیر خورده
که آید که غلطیده در خون نیاید ۱۲
نشد از جفای تو مشتاق یکشب
بکویت رود شاد و محزون نیاید ۱۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - هرگز ای گل از تو بلبل شیوه یاری ندید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - خوش آن گروه که در بررخ جهان بستند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.