خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. در آن از مفاهیمی مانند عشق، فراق، امید، صبر و رنجهای عاشقانه استفاده شده است. شاعر از خون دل خوردن، شبهای تار و امید به وصال سخن میگوید و در نهایت، آرزوی شادی و خوشبختی برای معشوق دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۱۲۰ - گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد
گر همین خون مرا یار خورد نوشش باد
ور نه اندیشه بیداد فراموشش باد ۱
شد شب تار اگر روز من از شام خطش
روز روشن شبم از صبح بناگوشش باد ۲
کرده از جلوه بسی پیرهن صبر قبا
جان فدای روش سرو قبا پوشش باد ۳
بر سر این دست که هر شب ز فراقش دارم
شبی امید که تا صبح در آغوشش باد ۴
چه شود مست و کند میل که خونم نو شد
خون من در قدح لعل قدح نوشش باد ۵
گفتمش گوش بافسانه اغیار مده
گوهر پند من امید که در گوشش باد ۶
مدعی کیست که از شهد لبش گیرد کام
نیشها در جگر از حسرت آن نوشش باد ۷
صد سخن نرگس گویاش بمن دارد نیز
سخنی قسمتم از غنچه خاموشش باد ۸
در قدح دوش می از خون دلم کرد و بخورد
سرخوش امشب که الهی ز می دوشش باد ۹
گرچه با من سخن از ناز نگوید مشتاق
طرف حرف لبم با لب خاموشش باد ۱۰
ور نه اندیشه بیداد فراموشش باد ۱
شد شب تار اگر روز من از شام خطش
روز روشن شبم از صبح بناگوشش باد ۲
کرده از جلوه بسی پیرهن صبر قبا
جان فدای روش سرو قبا پوشش باد ۳
بر سر این دست که هر شب ز فراقش دارم
شبی امید که تا صبح در آغوشش باد ۴
چه شود مست و کند میل که خونم نو شد
خون من در قدح لعل قدح نوشش باد ۵
گفتمش گوش بافسانه اغیار مده
گوهر پند من امید که در گوشش باد ۶
مدعی کیست که از شهد لبش گیرد کام
نیشها در جگر از حسرت آن نوشش باد ۷
صد سخن نرگس گویاش بمن دارد نیز
سخنی قسمتم از غنچه خاموشش باد ۸
در قدح دوش می از خون دلم کرد و بخورد
سرخوش امشب که الهی ز می دوشش باد ۹
گرچه با من سخن از ناز نگوید مشتاق
طرف حرف لبم با لب خاموشش باد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۹ - عزیزش دار چون گل هرچه در چشم تو خار آید
گوهر بعدی:شماره ۱۲۱ - سرکوی اوست جائی که صبا گذر ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.