خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیباییهای معشوق و تأثیر عمیق او بر دلهای عاقل و دیوانه میپردازد. شاعر از عشق و مستی میگوید و اینکه چگونه نگاه معشوق، راه دین و دل را میزند. همچنین، از جنون عشق و تأثیر آن بر روح و روان سخن میراند.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۱۶ - می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند
می دو چشم تو ندانم ز چه پیمانه زدند
که ره دین و دل عاقل و دیوانه زدند ۱
توئی آنشمع که هر شام ملایک تا صبح
در هوای تو پروبال چو پروانه زدند ۲
کشم از دیر چسان پا که در آن مغبچگان
ره دین و دلم از جلوه مستانه زدند ۳
خسرو ملک جنونم بر من مجنون کیست
کاول این قرعه بنام من دیوانه زدند ۴
سوخت جامی ز می عشقم و پیداست که چیست
حال آنان که از این می دوسه پیمانه زدند ۵
که ره دین و دل عاقل و دیوانه زدند ۱
توئی آنشمع که هر شام ملایک تا صبح
در هوای تو پروبال چو پروانه زدند ۲
کشم از دیر چسان پا که در آن مغبچگان
ره دین و دلم از جلوه مستانه زدند ۳
خسرو ملک جنونم بر من مجنون کیست
کاول این قرعه بنام من دیوانه زدند ۴
سوخت جامی ز می عشقم و پیداست که چیست
حال آنان که از این می دوسه پیمانه زدند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۵ - گفتی او راست وفاپیشه بلی گر میبود
گوهر بعدی:شماره ۱۱۷ - ناله بکوی او دلم بهر چه بس نمیکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.