خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق ناکام، درد فراق، و بیقراری روحی سخن میگوید. شاعر از دلهایی که غم عشق را ندارند، عشقی گمشده مانند عنقا، و رنجهای ناشی از فقر و بیپناهی میگوید. همچنین، به بیاعتنایی عاشق به دنیا و دین اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، برخی مضامین مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب دارد.
شماره ۱۰۷ - آن دل که غم بتان ندارد
آن دل که غم بتان ندارد
باغیست که باغبان ندارد ۱
چندش جویم که طایر کام
مرغیست که آشیان ندارد ۲
گم گشته عشق او چو عنقا
نام ار دارد نشان ندارد ۳
با فقر خوشم که نخل بیبرگ
بیم از ستم خزان ندارد ۴
سودیست که در زیان عشقت
سودی که زپی زیان ندارد ۵
ره رو چکند که وادی عشق
نقش پی کاروان ندارد ۶
دارد یارم هر آنچه خواهی
اما دل مهربان ندارد ۷
مشتاق کجا و دین و دنیا
عاشق غم این و آن ندارد ۸
باغیست که باغبان ندارد ۱
چندش جویم که طایر کام
مرغیست که آشیان ندارد ۲
گم گشته عشق او چو عنقا
نام ار دارد نشان ندارد ۳
با فقر خوشم که نخل بیبرگ
بیم از ستم خزان ندارد ۴
سودیست که در زیان عشقت
سودی که زپی زیان ندارد ۵
ره رو چکند که وادی عشق
نقش پی کاروان ندارد ۶
دارد یارم هر آنچه خواهی
اما دل مهربان ندارد ۷
مشتاق کجا و دین و دنیا
عاشق غم این و آن ندارد ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۶ - بهر کام غیر آن شیرین سخن میپرورد
گوهر بعدی:شماره ۱۰۸ - نه از جفای تو زیبا صنم نخواهد ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.