خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از سنایی، شاعر فارسی زبان، بیانگر عشق و ستایش معشوق است. شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از تأثیر عمیق عشق بر خود میگوید. او از زیبایی بیحد و حصر معشوق و تأثیرات عاطفی که این عشق بر او گذاشته است، سخن میگوید.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد تا به طور کامل درک شود.
غزل ۴۶ - ای جان جهان کبر تو هر روز فزونست
ای جان جهان! کبر تو هر روز فزونست
لیکن چه توان کرد؟ که وقت تو کنونست ۱
نشگفت اگر کبر تو هرگز نشود کم
چون خوبی دیدار تو هر روز فزونست ۲
عالم ز جمال تو پرآوازه شد امروز
زیرا که جمال تو ز اندازه برونست ۳
در زلف تو، تاب و گره و بند و شکنجست
در چشم تو، مکر و حیل و زرق و فسونست ۴
تا من رخ چون چشمهٔ خورشید تو دیدم
چشمم ز غم عشق تو چون چشمهٔ خونست ۵
ای رفته ز نزدیک سنایی خبرت هست
کز عشق تو حال من دل سوخته چونست؟ ۶
از مهر تو چون نقطهٔ خونست دلم زآنک
بر ماه تو را دایرهٔ غالیه گونست ۷
لیکن چه توان کرد؟ که وقت تو کنونست ۱
نشگفت اگر کبر تو هرگز نشود کم
چون خوبی دیدار تو هر روز فزونست ۲
عالم ز جمال تو پرآوازه شد امروز
زیرا که جمال تو ز اندازه برونست ۳
در زلف تو، تاب و گره و بند و شکنجست
در چشم تو، مکر و حیل و زرق و فسونست ۴
تا من رخ چون چشمهٔ خورشید تو دیدم
چشمم ز غم عشق تو چون چشمهٔ خونست ۵
ای رفته ز نزدیک سنایی خبرت هست
کز عشق تو حال من دل سوخته چونست؟ ۶
از مهر تو چون نقطهٔ خونست دلم زآنک
بر ماه تو را دایرهٔ غالیه گونست ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵ - تا خیال آن بت قصاب در چشم من است
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.