خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق یا خداوند است. شاعر از بیپناهی خود بدون معشوق، نیاز مطلق به او، و بیتوجهی معشوق شکایت میکند، اما در عین حال عشق و از خود گذشتگی خود را ابراز میدارد. او تأکید میکند که هیچ پناهگاهی جز معشوق ندارد و حتی کعبه نیز در برابر عشق به معشوق رنگ میبازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل احساسات و مضامین این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۸۸ - کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
کجا ز قهر تو غیر از توام پناهی هست
همان به تست مرا گر گریزگاهی هست ۱
تو ابر رحمت و فیض تو عام آه که نیست
بغیر من ز تو گر تشنه لب گیاهی هست ۲
نظر به جانب من نیست هرگزت ورنه
گهی نباشد اگر سوی غیرگاهی هست ۳
گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمت
همان بدیدهام اشگی و دردل آهی هست ۴
عنان سبک مکن ایشهسوار عرصه حسن
که در ره تو بهر گام دادخواهی هست ۵
سزد بزاری زارم اگر کشی در عشق
مگر ز جرم محبت بتر گناهی هست ۶
ز روز و شب نیم آگه که عشقم افکنده
بعالمی که نه مهری در آن نه ماهی هست ۷
بکعبه هم نرود ز آستانهات مشتاق
کجا بجز درت او را امیدگاهی هست ۸
همان به تست مرا گر گریزگاهی هست ۱
تو ابر رحمت و فیض تو عام آه که نیست
بغیر من ز تو گر تشنه لب گیاهی هست ۲
نظر به جانب من نیست هرگزت ورنه
گهی نباشد اگر سوی غیرگاهی هست ۳
گذشت عمر و چو شمع سحر ز داغ غمت
همان بدیدهام اشگی و دردل آهی هست ۴
عنان سبک مکن ایشهسوار عرصه حسن
که در ره تو بهر گام دادخواهی هست ۵
سزد بزاری زارم اگر کشی در عشق
مگر ز جرم محبت بتر گناهی هست ۶
ز روز و شب نیم آگه که عشقم افکنده
بعالمی که نه مهری در آن نه ماهی هست ۷
بکعبه هم نرود ز آستانهات مشتاق
کجا بجز درت او را امیدگاهی هست ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۷ - بگذر از دیر و حرم جانانه جای دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - بر اوست رحم که درمانده دل افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.