خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنج و درد خود در فراق یار میگوید و از جفاهای معشوق شکایت دارد. او از معشوق میخواهد که رحم کند و به دادخواهی او گوش دهد. شاعر همچنین به شهیدان اشاره میکند و فضای غمانگیز وادی را توصیف میکند. در پایان، شاعر از معشوق میخواهد که به او توجه کند وگرنه درد و رنج او بیشتر خواهد شد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و غمانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۹ - ننالم در قفس ایگل ز جور خار هجرانت
ننالم در قفس ایگل ز جور خار هجرانت
از آن نالم که نالد مرغ دیگر در گلستانت ۱
جفا بس رحم کن بر این تن نازک مباد ایگل
برسم دادخواهان خاری آویزد بدامانت ۲
درین وادی ز هر مشت گل آید بوی خون گویا
صبا افشانده هر سو گردی از خاک شهیدانت ۳
کشیدم زیر تیغت ناله اما چه میکردم
خدا ناکرده گر میکرد از قتلم پشیمانت ۴
مکن مشتاق ترک او ز رشگ مدعی ورنه
بزودی میکشد صبر کم و درد فراوانت ۵
از آن نالم که نالد مرغ دیگر در گلستانت ۱
جفا بس رحم کن بر این تن نازک مباد ایگل
برسم دادخواهان خاری آویزد بدامانت ۲
درین وادی ز هر مشت گل آید بوی خون گویا
صبا افشانده هر سو گردی از خاک شهیدانت ۳
کشیدم زیر تیغت ناله اما چه میکردم
خدا ناکرده گر میکرد از قتلم پشیمانت ۴
مکن مشتاق ترک او ز رشگ مدعی ورنه
بزودی میکشد صبر کم و درد فراوانت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸ - در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت
گوهر بعدی:شماره ۷۰ - آنکه درمان دل خسته عالم با اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.