خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و رنج خود میگوید. او از گل و بلبل سخن میگوید و درد دل خود را بیان میکند که در سینه خون گشته اما شنوندهای ندارد. او از غم و اندوهی به بزرگی کوه سخن میگوید و از شهیدانی یاد میکند که در راه معشوق جان باختهاند. در نهایت، شاعر اظهار میکند که اگر راهی به کوی معشوق داشت، مانند بلبلی در هر چمن میشد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج، شهید و خون ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۶۶ - گلی و گل رخی تا در چمن هست
گلی و گل رخی تا در چمن هست
خروش بلبل و افغان من هست ۱
دلم در سینه خون گشت و نگفتی
که یعقوبی درین بیت الحزن هست ۲
چه با کوه غمت سازم گرفتم
بدستم تیشهای چون کوهکن هست ۳
گلستانیست کویت از شهیدان
که هر گامش دوصد خونین کفن هست ۴
مرا در کوی او ره نیست مشتاق
وگرنه بلبلی در هر چمن هست ۵
خروش بلبل و افغان من هست ۱
دلم در سینه خون گشت و نگفتی
که یعقوبی درین بیت الحزن هست ۲
چه با کوه غمت سازم گرفتم
بدستم تیشهای چون کوهکن هست ۳
گلستانیست کویت از شهیدان
که هر گامش دوصد خونین کفن هست ۴
مرا در کوی او ره نیست مشتاق
وگرنه بلبلی در هر چمن هست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۵ - از جسم بکوی یار جان رفت
گوهر بعدی:شماره ۶۷ - دلم بیاو صفا هرگز ندیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.